شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۱۴۲۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
وهم بلند وپست جاه چند دلت سیه‌کندگر گذری ز بام و در سایه بساط ته ‌کند
۲
رفع غبار وهم و ظن آن همه‌کذب داشته‌ستیک مژه‌ گر به هم خورد نقش جهان تبه‌کند
۳
داد نشان میکشان‌گر ندهد سپهر دونجام پر و تهی همان‌ کار هلال و مه‌ کند
۴
جمع شدن به جیب خویش مغتنم نفس شماریک ‌گره است شش جهت‌ کس به دل ‌که ره‌ کند
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth