شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۱۴۲۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بسکه بی‌روپت بهارم ‌کلفت انشا می‌کندچون حنا رنگ از گرانی سایه پیدا می‌کند
۲
گر نه باد صبح چین طره‌ات وا می‌کندنسخهٔ جمعیت ما را که اجزا می‌کند
۳
عضو عضوم‌بسکه می‌بالد به‌سودای جنونوسعت دامان داغ ایجاد صحرا می کند
۴
همت !ز تدبیر بیجا تاکجا خجلت‌کشدای جنون رحمی که ما را هوش رسوا می‌کند
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth