خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۱۴۲۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
عاقبتدر حلقهٔآن زلف، دل جا میکندعکس در آیینه راه شوخیی وامیکند
۲
غمزهٔ وحشی مزاجت در دل مجروح منزخم ناخن را خیال موج دریا میکند
۳
سطر آهی تا نمایان شد دل از جا رفته استخامهٔ الفت نمیدانم چه انشا میکند
۴
گه تغافل میتراشد گاه نیرنگ نگاهجلوه را آیینهٔ ما سخت رسوا میکند
صفحهٔ ۱ از ۳