شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۱۴۳۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گر جنونم ناله واری نذر بلبل می‌کندشور محشر آشیان در سایهٔ گل می‌کند
۲
انتظار ناز استغنا نگاهی می‌کشمکز غبارم سرمهٔ چشم تغافل می‌کند
۳
غیر خاکستر دلیل اضطراب شعله نیستهرقدر پر می‌زند افسردگی ‌گل می‌کند
۴
عافیت خواهی به هر افسونی از جا در میاخاک بر باد است اگر ترک تحمّل می‌کند
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth