شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۱۴۴۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ناتوانی باز چون شمعم چه افسون می‌کندمی‌پرد رنگ و مرا از بزم بیرون می‌کند
۲
بیش از آن‌ کان پنجهٔ بی‌باک بربندد نگارسایهٔ برگ حنا بر من شبیخون می‌کند
۳
خلق ناقص این کمالاتی که می‌چیند به همهمچو ماه نو حساب‌ کاهش افزون می‌کند
۴
تا ابد صید دو عالم گر تپد در خاک و خونبهلهٔ ناموس از دستش‌ که بیرون می‌کند
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth