شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۱۴۷۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
به روی من ز کجا رنگ اعتبار نشیندسحر شوم همه گر بر سرم غبار نشیند
۲
نفس به دل شکند بال اگر رمد ز تپیدندمی‌که موج نشیندگهر‌نار نشیند
۳
نشست و خاست نمی‌گردد از سپند مکررحه ممکن است‌ که نقش ‌کسی دوبار نشیند
۴
خرد چه سحرکند تا رهد ز فکر حوادثمگر خطی کشد از جام و در حصار نشیند
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلاتن (مجتث مثمن مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth