خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۱۵۰۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شب که جز یأس به کام دل مأیوس نبودناله هم غیر صدای کف افسوس نبود
۲
از خودم میبرد آن سیل که چون ریگ روانآبش از آینهٔ آبله محسوس نبود
۳
دل مأیوس صنمخانهٔ اندیشه کیسترنگ اشکی نشکستیم که ناقوس نبود
۴
ناله در پردهٔ دل بیهده میسوخت نفسشمع ما این همه وامانده فانوس نبود
صفحهٔ ۱ از ۳