خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۱۵۱۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آنروز که پیدایی ما را اثری بوددر آینهٔ ذره غبار نظری بود
۲
نقشی ندمیدیم به صد رنگ تاملنقاش هوس خامهٔ موی کمری بود
۳
گرعافیتی هست ازین بحر برون استغواص ندانست که ساحل گهری بود
۴
از جرات پرواز به جایی نرسیدیمجمعیت بی بال و پری، بال و پری بود
صفحهٔ ۱ از ۳