شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۱۵۱۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
محوتسلیمیم اما سجده لغزش مایه بودسر خط پیشانی ما را مداد از سایه بود
۲
یک نفس با مهلتی سودا نکردیم آه عمراین حباب بی‌سر وپا پرتنک سرمایه بود
۳
مایهٔ بالیدن ما پهلوی خود خوردنستدرگداز استخوان شمع شیر دایه بود
۴
نالهٔ فرهاد می‌آید هنوز از بیستونرونق تفسیر قرآن وفا این آیه بود
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth