خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۱۵۱۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بهکویدوستکه تکلیف بینشانی بودغبار گشتنم اظهار سخت جانی بود
۲
ز ناتوانی شبهای انتظار مپرسنفس کشیدن من بی تو شخکمانی بود
۳
گذشتم از سر هستی به همت پیریقد خمیده پل آب زندگانی بود
۴
به هیچ جا نرسیدم ز پرفشانی جهدچو شمع شوخی پروازم آشیانی بود
صفحهٔ ۱ از ۳