خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۱۵۳۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دل جهان دیگر از مرآت یکدیگر شودنسخه بردارند چندان کاین ورق دفتر شود
۲
ناز دارد رشتهٔ آشفتگیهای نیاززلف معشوق است کار من اگر ابتر شود
۳
محوگردیدن سراپای مرا آیینهکردچون نگه درحیرت افتد عالم دیگر شود
۴
تا دهد هر ذره من عرض حسرتنامهایاین کف خاکی که دارم کاش مشتی پر شود
صفحهٔ ۱ از ۳