شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۱۵۴۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
می و نغمه مسلم حوصله‌ای که قدح‌کش گردش سر نشودبحل است سبکسری آنقدرت‌ که دماغ ‌جنون‌زده‌تر نشود
۲
اگر اهل قبول اثر نشوی به توقع سود و زیان ندویدل مرده به فیض نفس نرسد گل شمع دچار سحر نشود
۳
زتعین خواجه و خودسری‌اش نکشی به طویلهٔ گه خری‌اشچه شود تک و تاز گداگریش که محبت حاصل زر نشود
۴
ز ترانهٔ اطلس و صوف هوس نشوی به در افکن راز نفستن برهنه‌پوشش حال تو بس که لباس غنا جل خر نشود
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: متفاعلتن متفاعلتن متفاعلتن متفاعلتن
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth