شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۱۵۵۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
زندگی در ملک عبرت مرگ مفلس می‌شودخون نمی‌باشد در آن عضوی ‌که بی‌حس ‌می‌شود
۲
طبع ناقص را مبر در امتحانگاه کمالکم‌عیاری‌ چون محک ‌خواهد، طلا، مس‌ می‌شود
۳
بگذر از وهم فلک‌تازی که فکر آدمیمی‌کشد خط بر زمین هرگه مهندس می‌شود
۴
کیست تا گیرد عنان هرزه‌تازان خیالعالمی در عرصهٔ شطرنج فارِس می‌شود
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth