خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۱۵۸۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گذشت عمر به لرزیدنم ز بیم و امیدقضا نوشت مگر سرخطم به سایهٔ بید
۲
سحر دماندن پیری چه شامهاکه نداشتسیاهکرد جهانم به دیده موی سفید
۳
ز دور میشنوم گر زبان ما و شماستجلاجلیکه صدا بسته بر دف ناهید
۴
جز اختراع جنون امل طرازان نیستقیامت دو نفس عمر و حسرت جاوید
صفحهٔ ۱ از ۳