خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۱۵۸۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شدم خاک و نگفتم عاشقم کار اینچنین بایدز جیبم سرمه رویانید اسرار اینچنین باید
۲
لب از خمیازهٔ تیغ تو زخم ما نبست آخربه راه صبح رحمت چشم بیدار اینچنین باید
۳
به تاری گر زنی ناخن صدا بیتاب میگرددهمآغوش بساط یکدلی یار اینچنین باید
۴
به نخل راستی چون شمع میباید ثمر گشتنکه منصور آنچنان میزیبد و دار اینچنین باید
صفحهٔ ۱ از ۴