شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۱۶۱۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
صبحی به‌گوش عبرتم از دل صدا رسیدکای بیخبربه ما نرسید آنکه وارسید
۲
دریاست قطره‌ای که به دریا رسیده استجز ما کسی دگر نتواند به ما رسید
۳
سعی نفس ز دل سر مویی نرفت پیشجایی‌ که کس نمی‌رسد این نارسا رسید
۴
مزد فسردنی‌که به خاکم قدم زندیاد قدت به سیر بهارم عصا رسید
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth