خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۱۶۲۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
از کشمکش کف تو می لالهگون کشیددامن کشیدن تو ز دستم به خون کشید
۲
پر منفعل دمید حبابم درین محیطجیبم سری نداشت که باید برون کشید
۳
بیش ازدمی به همت هستی نساخت صبحباریست انفعال که نتوان فزون کشید
۴
نیک و بد جهان هوس آهنگ جانکنیستما را صدای تیشه به این بیستون کشید
صفحهٔ ۱ از ۳