شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۱۶۴۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
خوش‌خرامان داد طبع سست‌بنیادم دهیدخاک من بیش از غباری نیست بر بادم دهید
۲
در فرامش ‌خانهٔ هستی عدم گم کرده‌امیادی از کیفیت آن الفت آبادم دهید
۳
از خیالش در دلم ارژنگها خون می‌خوردیک سر مو کاش سر در کلک بهزادم دهید
۴
نغمهٔ دردی به صد خون جگر پرورده‌امگر دماغی هست ‌گاهی دل به فریادم دهید
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth