خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۱۶۵۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بر تماشای فنایم دوخت پیریها نظریافتم در حلقهگشتن حلقهٔ چشم دگر
۲
از هجوم حیرتم راه تپیدن وانشدپیکرم سر تا قدم اشکیست در چشمگهر
۳
رفت آن سامانکه در هر چشم سیلی داشتماین زمانم آب باید شد به یاد چشم تر
۴
چون سپند آخر نمیدانم کجا خواهم رسیدمیروم از خود به دوش نالههای خود اثر
صفحهٔ ۱ از ۳