خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۱۶۷۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چشم واکردم به خویش، اما ز آغوش شرارغوطه خوردم در دم خواب فراموش شرار
۲
شد نظرواکردنی، خواب فراموش شرارلغزش پای نگاهی داشت، مدهوش شرار
۳
فرصت هستی، گشاد و بست چشمی بیش نیستاین شبستان روشن است از شمع خاموش شرار
۴
با همه کمفرصتی، دیگ املها پختهایمبرق هوشی کو؟ که برداربم سرپوش شرار
صفحهٔ ۱ از ۳