خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۱۶۸۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ز صبح طلعتش آیینهٔ دل را صفا بنگرز شام طرهاش چون شب دلیل بخت ما بنگر
۲
به کشت صبر ما برق نگاهش را تماشا کنز چین ابرویش دندانهٔ داس بلا بنگر
۳
به پای زلف از هر حلقه خلخالی تماشاکنبه دست نرگس بیمارش از مژگان عصا بنگر
۴
غبار خاطر خورشید از خطش برون آمدبه باغ دلفریبی شوخی این سبزه را بنگر
صفحهٔ ۱ از ۲