خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۱۷۰۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
این بحر را یک آینه دشت سراب گیرگر تشنهای چو آبله از خویش آب گیر
۲
بنیاد چشم در گذر سیل نیستیستخواهی عمارتش کن و خواهی خراب گیر
۳
گر زندگی همین نظری بازکردنسترو بر در عدم زن و چشمی به خواب گیر
۴
این استقامتی که تو بر خویش چیدهایچون اشک بر سر مژه پا در رکاب گیر
صفحهٔ ۱ از ۴