خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۱۷۱۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
جامی مگر از بزم حیا در زدهای بازکاتش به دل شیشه و ساغر زدهای باز
۲
آن زلف پریشان زدهای شانه ندانمبر دفتر دلها ز چه مسطر زدهای باز
۳
برگوشهٔ دستار تو آن لالهٔ سیرابلخت جگر کیست که بر سر زدهای باز
۴
ای ساغر تبخاله از این تشنه سلامیخوش خیمه بر آن چشمهٔ کوثر زدهای باز
صفحهٔ ۱ از ۳