شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۱۷۲۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
عمری خیال پخت سر گیر و دار مغززین جوز پوچ هیچ نشد آشکار مغز
۲
در ستر حال‌ کسوت فقری ضرورت استپیدا کند ز پوست مگر پرده‌دار مغز
۳
زهر است الفت از نگه چشم خشمناکبادام تلخ را ندهد اعتبار مغز
۴
مخموری می آفت‌، نقدی‌ست‌هوش دارکز سرگرانیت نشود سنگسار مغز
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth