خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۱۷۲۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بیپرده است و نیست عیان راز من هنوزاز خاک میدمد چوگلم پیرهن هنوز
۲
عمریست چون نفس همه جهدم ولی چه سودیکگام هم نرفتهام از خویشتن هنوز
۳
چون شمع خامشیکه فروزی دوبارهاشمیسوزدم سپهر به داغکهن هنوز
۴
ای محو جسم دعوی آزادیت خطاستیعنی ز بیضه نیست برون پر زدن هنوز
صفحهٔ ۱ از ۴