خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۱۷۴۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
غم نهتنها بر دلم نالید و بسعیش هم بر فرصتم خندید و بس
۲
گر طواف کعبهٔ درد آرزوستمیتوان گرد دلم گردید و بس
۳
چون گلم زین باغ عبرت دادهاندآنقدر دامن که باید چید و بس
۴
جاده چون طی شد حضور منزل استرشته میباید به پا پیچید و بس
صفحهٔ ۱ از ۳