خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۱۷۵۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شخص معدومی، به پیش وهم خود موجود باشای شرار سنگ ازآن عالمکه نتوان بود باش
۲
رنج هستی بردنت از سادگیها دور نیستصفحهٔ آیینهای داری خیال اندود باش
۳
سالی و ماهی نمیخواهد رم برق نفسدر خیالت مدت موهوم گو معدود باش
۴
در زیانگاه تعین نیست حسن عافیتگر توانی خاک شد آیینهٔ مقصود باش
صفحهٔ ۱ از ۳