خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۱۷۷۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
این صبح که جولانها بر چرخ برین هستشدامن شکن همت گردد دو سه چین هستش
۲
پر هرزه درا مگذار زین قافلهٔ آفاتشور نفسی دارد صد صور طنین هستش
۳
طبعی که کمالاتش جز کسب دلایل نیستبیشبهه مکن باور گر حرف یقین هستش
۴
از خیرهسر دولت اخلاق نیاید راستآشوب چپ اندازی تا نقش نگین هستش
صفحهٔ ۱ از ۳