خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۱۷۷۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
متاع هستیی دارم مپرس از بود و نابودشبه صد آتش قیامت میکنی گر واکشی دودش
۲
به فهم مدعای حسرت دل سخت حیرانمنمیدانم چه میگوید زبان عجز فرسودش
۳
شبستان سیهبختی ندارد حاجت شمعیبس است از رنگ من آرایش فرش زر اندودش
۴
به تقلید سرشکم، ابر شوخی میکند اماز بس کم مایگی آخر فشاری میدهد جودش
صفحهٔ ۱ از ۳