شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۱۷۷۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بزم امکان بسکه عام افتاده دور ساغرشهرکه را سرمایهٔ رنگی‌ست می‌گردد سرش
۲
مغز آسایش چسان بندد سر فرماندهیکز خیال سایهٔ بالی‌ست بالین پرش
۳
بی‌حضور وصل جانان چیست فردوس برینبی‌شراب لطف ساقی کیست آب کوثرش
۴
جان فدای معجز ساقی که پیش از می کشینشئه در سر می‌دود چون مو ز خط ساغرش
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth