شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۱۷۸۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
صبح از چه خرابات جنون‌کرد بهارشکافاق به خمیازه گرفته‌ست خمارش
۲
شام اینهمه سامان ‌کدورت زکجا یافتکز زنگ نشد پاک کف آینه‌دارش
۳
گردون به تمنای چه ‌گل می‌رود از خویشعمریست که بر گردش رنگست مدارش
۴
دربا به حضور چه جمالست مقابلکز خانهٔ آیینه‌ گرو برد کنارش
صفحهٔ ۱ از ۵
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth