خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۱۷۸۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چنین تا کی تپد در انتظار زخم نخجیرشدرآغوش کمان بر دل قیامت میکند تیرش
۲
مگر آن جلوه دریابد زبان حیرت ما راکه چون آیینه بیحرف است صافیهای تقریرش
۳
اگر این است برق خانه سوز شعلهٔ حسنتجهانی میتوان آتش زدن از رنگ تصویرش
۴
مصور جلوه نتواند دهد نقش میانت راگر از تار نظر سازند موی کلک تحریرش
صفحهٔ ۱ از ۳