شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۱۷۸۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دلی که گردش چشم تو بشکند سازشبه ذوق سرمه شدن خاک لیسد آوازش
۲
به هر زمین‌ که خرام تو شوخی انگیزدچمن به خنده نگیرد غبار گلبازش
۳
به محفلی‌ که نگاهت جنون‌ کند تعمیرپری به سنگ زند شیشه خانهٔ نازش
۴
به خانه‌ای ‌که مقیمان انتظار تواندزنند از آینه‌ها حلقه بر در بازش
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth