شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۱۸۱۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ز بس دامان ناز افشاند زلف عنبر افشانشخط مشکین دمید آخر ز موج‌ گرد دامانش
۲
ز جوش شوخی چشم تماشا می‌کند پنهانبه طوق قمریان نقش قدم سرو خرامانش
۳
در آن محفل‌که شوق آیینهٔ اسرار می‌گرددندارد دل تپیدن غیر چشمکهای پنهانش
۴
ز دل یکباره دشوار است قطع التفات اونگاهش بر نمی‌گردد اگر برگشت مژگانش
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth