خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۱۸۱۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ز برق بینیازی خندهها دارد گلستانششکست ما تماشا کن مپرس از رنگ پیمانش
۲
دل و آیینهٔ رازش معاذالله چه بنمایدکف خاکیکه درکسب صفاکردند بهتانش
۳
درین صحراگل آسوده رنگی نقد مجنونیکه شد مژگان چشم آبله خار مغیلانش
۴
درین بزم آبرو خواهی زآیین ادب مگذرکه اشک آخرتپیدن میکند با خاک یکسانش
صفحهٔ ۱ از ۴