خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۱۸۳۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
طرب خواهی درین محفل برون آ گامی آن سویشبنالد موج از دریا، تهی ناکرده پهلویش
۲
گلستانی که حرص احرام عشرت بسته است آنجابه جای سبزه میروید دم تیغ از لب جویش
۳
چراغ مطلب نایاب ما روشن نمیگرددنفس تا چند باید سوخت در وهم تک و پویش
۴
به آهی میتوانم ساز تسخیر جهان کردنبه دست آوردهام سر رشتهای از تار گیسویش
صفحهٔ ۱ از ۳