خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۱۸۳۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آخر چو شمع سوختم از برگ و ساز خویشیارب نصیب کس نشود امتیاز خویش
۲
لیلی کجاست تا غم مجنون خورد کسیاز خویش رفتهایم به توفان ناز خویش
۳
بوی خیال غیر ندارد دماغ عشقعالم گلیست از چمن بینیاز خویش
۴
این یک نفس که آمد و رفت خیال ماستبر عرش و فرش خندد و شیب و فراز خویش
صفحهٔ ۱ از ۳