خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۱۸۴۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گرفته اشک مرا دیده تا به دامان رقصچنین که داد ندانم به یاد مستان رقص
۲
شرار خرمن جمعیت است خود سریتغبار را چو نفس میکند پریشان رقص
۳
اگر ز بزم جنون ساغرت به چنگ افتدچو گرد باد توان کرد در بیابان رقص
۴
طرب کجاست درین محفل ای خیال پرستکه نغمه غلغلهٔ محشر است و توفان رقص
صفحهٔ ۱ از ۴