شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۱۸۴۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
شده فهم مقصد عالمی زتلاش هرزه قدم غلطته پاست‌کعبه و دیر اگر نکنیم راه عدم غلط
۲
به غبار مرحلهٔ هوس اثر نفس نشکافت‌کسبه‌کجا رسد پی لشکری ‌که‌ کند نشان علم غلط
۳
نرسید محضر زندگی به ثبوت محکمهٔ یقینکه‌ گواه دعوی باطل تو دروغ بود و قسم غلط
۴
ز صفای شیشه طلب پری ‌که ره گمان به‌ یقین بریتو بر آب می‌فکنی تری من و تست هر دو بهم غلط
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: متفاعلن متفاعلن متفاعلن متفاعلن
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth