خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۱۸۵۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بر جنون نتوان شد از عقل ادبپرور محیطسعی گوهر تا کجاها تنگ گیرد بر محیط
۲
غیر بیکاری چه میآید ز دست مفلساننیست جز بر ناتوانی پیکر لاغر محیط
۳
بهرهٔ آسایش دانا ز گردون روشن استاز حباب و موج دارد بالش و بستر محیط
۴
صاف طبعان را به پستی مینشاند چرخ دونبا همه روشندلی درد است گوهر در محیط
صفحهٔ ۱ از ۳