شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۱۸۵۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گشتم از بی‌دست و پاییها به خشک و تر محیطکشتی از تسلیم پیدا کرد ساحل در محیط
۲
قاصدان شوق یکسر ناخدایی می‌کنندموجها دارد ز چشمم تا در دلبر محیط
۳
دل به هر اندیشه فال انقلابی می‌زندمی‌کند از هر نسیمی نسخهٔ ابتر محیط
۴
گر چنین افسردگی جوشد زطبع روزگاررفته رفته می‌خزد در دیدهٔ‌ گوهر محیط
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth