خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۱۸۵۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
غبار تفرقه هر جا بود مقابل جمعبه هم رسیدن لبهاست قاصد دل جمع
۲
ندیده هیچکس از کارگاه کسب و کمالبه غیر وضع ادب صورت فضایل جمع
۳
دمی فراهم شیرازهٔ تأمل باشکتاب معنیات اجزا شد از دلایل جمع
۴
به کارگاه هوس احتیاجت این همه نیستتو فرد ملک غنایی مباش سایل جمع
صفحهٔ ۱ از ۳