خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۱۸۵۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای هستی تو وضع درنگ و شتاب شمعبر دوش فرصتت سر و پا در رکاب شمع
۲
باز است چشم خلق بقدر گدا زخویشپاشیدهاند بر رخ محفل گلاب شمع
۳
تا چند چشم بسته به تکلیف واکنیمما را به هر نگه مژهواریست خواب شمع
۴
درس وصال و مبحث هستی خیال کیستپروانه را گم است ورق در کتاب شمع
صفحهٔ ۱ از ۳