خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۱۸۶۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بی نم خجلت نمیباشد سر و کار طمعجنس استغنا عرق دارد به بازار طمع
۲
غیر نومیدی علاج اینقدر امراض چیستعالمی پر میزند در نبض بیمار طمع
۳
عم در حسرت شد و یک طوق قمری خم نبستخجلت بیحاصلی بر سروگلزار طمع
۴
آسمان خمیازهٔ یأس تو خرمن میکندای هوس بردار دست از شکل انبار طمع
صفحهٔ ۱ از ۴