خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۱۸۶۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هوس جنون زده ناکجا همه سو قدم زند از طمعبهکجاستکنج قناعتی که در قسم زند از طمع
۲
به دو روزه فرصت بیبقا که نه فقر دارد و نه غنابه زمین فرو نرود چرا که کسی علم زند از طمع
۳
حذر از توقع این و آن که مذلتت نکشد عنانهمه گر بود سر آسمان که به خاک خم زند از طمع
۴
فلکت اگر در باز شد دو جهان قلمرو ناز شدچو غرض معاملهساز شد همه را بهم زند از طمع
صفحهٔ ۱ از ۳