شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۱۸۶۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
اثر خجالت مدعا اگر این الم دمد از طمعچه خوش است حرف وصال هم نکند کسی رقم از طمع
۲
اگر امتحان دهدت عنان به طناب خیمهٔ آسمانته خاک خسب و علم مشو به نگونی علم از طمع
۳
سر شاخ طوبی و سد‌ره هم ز ثمر کشد به زمین علمبه ‌کجاست ‌گردن همتی‌ که نمی‌رسد به خم از طمع
۴
غرض جنون زده خلق را به سوال ساخته در به‌ دربهم آیدت دو جهان اگر لبی آوری بهم از طمع
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: متفاعلن متفاعلن متفاعلن متفاعلن
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth