خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۱۸۶۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نشستهای ز دل تنگ بر در تصدیعدمیکه واشود این قفل عالمیست وسیع
۲
به خویش گر نرسی آنقدر غرابت نیستکه سرکشیدهای از کارگاه صنع بدیع
۳
طلب ز هرچه تسلی شود غنیمتگیربه جوع میمکد انگشت خوبش طفل رضیع
۴
قیامت است طمع ز امتلا نمیمیردکه تا به حلق رسیده است میخورد تشنیع
صفحهٔ ۱ از ۳