خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۱۸۶۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به ذوق گرد رهت میدوم سراسر باغز بوی گل نمکی میزنم به زخم دماغ
۲
سزد که بیخودیام بخشد از بهار سراغپی شکستن رنگی رسیده است به باغ
۳
به فکر عافیت از سر گذشتهام لیکنچو شمع یافتهام زبر پای خوبش سراغ
۴
هزار جلوه زیان کردهام ز بیخبریچه رنگها که نرفتهست از کف صبّاغ
صفحهٔ ۱ از ۳