شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۱۸۶۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
کنون که می‌گذرد عیش چون نسیم ز باغچو گل خوش آنکه زنی دست در رکاب ایاغ
۲
ز شبنم ‌گلم این نکته نقد آگاهیستکه گرد آبله پایی شکسته‌اند به باغ
۳
ز چشمک گل باغ جنون مشو غافلتنیده است نگاهی به خط ساغر داغ
۴
گذشته است ز هستی غبار وحشت ماز رنگ رفته همان در عدم کنند سراغ
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth