شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۱۸۸۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تحقیق را به ما و من افتاده اختلافدر هیچ حال با نفس آیینه نیست صاف
۲
هم‌صحبتان به بازی شطرنج سرخوشندتا نگذرد مزاج نفاق از سر مصاف
۳
یاران اگر لبی به تامل رسانده‌اندخمیازه خورده است گره درکمین لاف
۴
لطف معانی از لب هذیان نوا مخواهچون پاس آبرو ز دم تیغ بی غلاف
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth